طنز
( جوجه کاری)
یک جوان شهری که علاقمند به کشاورزی بود،به یک منطقه روستایی رفت و یک مزرعه خرید.روز بعد به فروشگاه کشاورزی محل رفت و در مورد پرورش جوجه سوالاتی از افراد محلی کرد و نهایتا درخواست کرد که فروشنده 100 جوجه به او بفروشد.فروشنده به او گفت که این همه جوجه ،زیاد است. مرد جوان ،گفت که منظورم از این کار،فعالیت تجاری است و می خواهم آنها را پرورش دهم.او،جوجه ها را به مزرعه برد.
یک هفته بعد مرد جوان به فروشگاه مراجعه کرد و گفت:
\" من به 100 جوجه جدید نیاز دارم.\"
فروشنده گفت:
\" پسرم،تو در مورد پرورش جوجه خیلی جدی هستی.\"
مرد جوان گفت:
\" بله.هر چند که مشکل کوچکی وجود دارد.\"
فروشنده پرسید:
\" مشکل؟ چه مشکلی؟\"
مرد جوان پاسخ داد:
\"بله. من فکر می کنم که آن 100 جوجه اول را خیلی نزدیک بهم کاشته باشم!\"
یک جوان شهری که علاقمند به کشاورزی بود،به یک منطقه روستایی رفت و یک مزرعه خرید.روز بعد به فروشگاه کشاورزی محل رفت و در مورد پرورش جوجه سوالاتی از افراد محلی کرد و نهایتا درخواست کرد که فروشنده 100 جوجه به او بفروشد.فروشنده به او گفت که این همه جوجه ،زیاد است. مرد جوان ،گفت که منظورم از این کار،فعالیت تجاری است و می خواهم آنها را پرورش دهم.او،جوجه ها را به مزرعه برد.
یک هفته بعد مرد جوان به فروشگاه مراجعه کرد و گفت:
\" من به 100 جوجه جدید نیاز دارم.\"
فروشنده گفت:
\" پسرم،تو در مورد پرورش جوجه خیلی جدی هستی.\"
مرد جوان گفت:
\" بله.هر چند که مشکل کوچکی وجود دارد.\"
فروشنده پرسید:
\" مشکل؟ چه مشکلی؟\"
مرد جوان پاسخ داد:
\"بله. من فکر می کنم که آن 100 جوجه اول را خیلی نزدیک بهم کاشته باشم!\"
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۲ ساعت 10:57 توسط افشین تیمورپور
|
سلامی به وسعت دانشکده کشاورزی بیرجند" در نظر دارم در این وبلاگ برایتان یک سری مطالب علمی در مورد زراعت و اصلاح نباتات عنوان کنم و همچنین شما را با زادگاهم خواف شریف آشنا کنم. سبز و با طراوت باشید "افشین تیمورپور"